![]() |
![]() |
|
| عمومی |
|
اگر نمی توانی به مردم خدمتی بکنی، برو تا خیانتی نکنی.« تاریخ تمدن« اگر عشق نباشد، زندگی را چه آتشی گرم کند؟ « گفت و گوهای تنهایی« ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:35 توسط احسان محتشمی |
|
|
به وبلاگ احسان پرداز خوش آمدید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:35 توسط احسان محتشمی |
|
|
ای وجودت همه عشق ای سراپا پاکی بردن نام تو آسان نبود نام تو لرزه برانداخته بر قامت شب رفتی ای عشق،که این خاک سلامت باشد. بند بند تن تو دست و پا و سر تو خون جاری به رگت همه را پای وطن ریخته ای ! رفتی ای عشق، که این خاک سلامت باشد. خانه و فرزندت، مادرت؛ تاج سرت، پدرت؛ چشم ترت، به خدا دادی و رفتی، که مبادا دشمن، ذره ای خاک وطن را ببرد. دم رفتن گفتی : غیرت ایرانی، مردی و وجدانت، می کشد روح تو را تا جبهه ! حال ای عشق ببین ما چه کردیم که مدیون نشویم ؟! ما چه کردیم که راضی باشید ؟! تو و صدها گل دیگر رفتید، جز دوتا اسم سر کوچه و سنگی که مزار شهداست، از تو اسمی نبرند ! رفتی ای عشق، که این خاک سلامت باشد، مرمانش همه حال، حرمت خون تو را حفظ کنند، نه خیانت باشد، نه کسی حق کسی را بخورد ! ای سراپا پاکی، خواهرانت همه جا آزادند، چادری بر سر نیست! مذهب شیطانی، بی حجابی، دزدی مال مردم خوردن... همگی مد شده است ! غیرت ایرانی، رخت بربسته از این خاک کهن ! سالها پیش اگر دشمن ما مرزی از خاک وطن را می خواست، تو و گل های دگر جنگیدید، دیگر امروز رسالت با ماست، که گرفتار مد غرب و شیاطین نشویم. نه شما را تکریم ! نه خیانت تحریم ! نام تو، راه تو نامفهوم است. نیست در شهر جوانی که تو را یاد کند تو نرفتی که فراموش شوی ! چه نیازی است به تمثال و گل و تزئینات، مجلس و تشریفات، این همه پول شود صرف دوتا، بچه یتیم ! نامتان روی هزاران کوچه، راهتان پشت تفکر مانده ! یل نام آور ایران هستی، حیف !این خاک تو را گم کرده . بچه های ایران، بی خبر از تو و از راه تواند، این چه رسمی است که از عاشورا، روضه اش مانده و از جبهه و جنگ، چندتا پرچم و عکس ! پس چرا زینب نیست ؟! هیچ کس نیست که زینب گونه، رنج دوران تو را شرح دهد هیچ کس نیست که فریاد زند : این همه خون جوانان وطن؛ این همه کشته شدن، تکه شدن؛ این همه داغ پدر، مادرها یا که بی کس شدن مادرها
این همه گریه و تابوت و پلاک، این همه گم شده در دامن خاک؛ از برای چه و در راه که بود ؟! هیچ کس نیست که فریاد زند، راه تو را. راهتان عدل علی(ع) دینتان؛ دین مبین اسلام قصدتان؛ امر به معروف و نماز نهی از منکر و دعوت به خداست. پس چرا، هیچ کسی درس تو را از بر نیست ؟! پرچم و شال و دوتا گونی خاک، چندتا عکس و شب شعر؛ همین کافی بود ؟! پس چه شد عدل علی (ع) ؟! پس چه شد دین مبین اسلام ؟! پس چه شد امر به معروف و نماز؛ نهی از منکر و دعوت به خدا ؟! پس چرا عکس تو بر کیف دبستانی نیست ؟! پس چرا راه تو پر رهرو نیست ؟! قصه و کارتون کودکمان، پس چرا خارجی است ؟ ما که اسطوره هزاران داریم ! ما علی (ع) فاتح خیبر داریم، ما خمینی (ره) داریم، بو علی، فارابی و حسابی داریم. باهنر، کاشانی نوری و بازرگان، ما مصدق داریم ! ما شهیدان بزرگ: قندی و منتظری، اسدآبادی و چمران داریم ! تاج سر باید کرد، همت و باکری و دوران را مرتضی آوینی، و هزاران دگر که مجالش نبود، معذورم ! پس چرا زود فراموش شدند زندگی بخشیدند، حیف ! خاموش شدند . پدر و مادر ها همه مسئولین و جوانان وطن، دست در دست نهیم، بار دگر بوعلی، فارابی و خمینی(ره)، نوری باهنر، کاشانی قندی و منتظری همت و باکری و آوینی، و هزاران دگر، برگردند خاک ما ایران است، راه ما ایمان است گنبد و عکس و گل و سنگ مزار به یقین کافی نیست ! ای جوان : عدل علی (ع) اسطوره کن با نمازت ای گل، دین و ایمان محمد (ص) زنده کن ای جوانان وطن؛ این شهیدان از برای عدل و ایمان رفته اند از برای عفت و خمس و زکات از برای غیرت و ذکر و صلاة نی برای گنبد و عکس و مزار نی برای اسم و رسم و ادعا. ای سراپا پاکی، چه کسی هست که فریاد زند راه تو را ؟! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:34 توسط احسان محتشمی |
|
|
قرآن كريم : آن كه دانش و حكمت به او ارزاني شده است ، بايد بداند خير فراواني به او ارزاني شده است. پيامبر اكرم (ص) :به شيوه اي زندگي كنيدكه مردم صميمانه به شمااحترام كنند،نه از روي احتياج و ترس. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:29 توسط احسان محتشمی |
|
|
کاخ هخامنشی بردک سياه
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 17:26 توسط احسان محتشمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 |
|
RSS
|